سفري طولاني... سفري به درون... تنهاي تنها... اما اين بار لطفي نداشت‚ ثمري نداشت...
با خبر Crash يك Secna باز دلم لرزيد. نه از مرگ. از اينكه خيلي كارهاي ناتمام دارم.. خيلي ها چشم انتظارند... فرصت زيادي نمانده. نمي توانم بيشتر از اين دراين سفرغوطه ور بمانم... بايد به قولهايم عمل كنم.... كساني كه در Crash امروز كشته شدند از همان باندي Take off كردند كه من هم.....
مرگ در چند قدمي ماست... اما هر از چند گاهي بايد اين رو مرور كنيم. وقتي براي برگشت به گذشته نيست‚ فردا رو خراب نكنيم.
با اين همه قلبي را دوباره شكستم ... دستي ديرينه دارم در اين كار. اما چطور بگويم كه... هر چه بگويم قانعت نمي كند... اما خدا را شكر كه در سرزميني ديگري‚ طاقت ديدن اشك تو در توانم نيست....
با اين همه ‚ باز ميگويي بمان‚ هر طور مي خواهي بمان.... اما عزيزكم ديدن سوختنت را از من مخواه.
در اين ميانه ديدن فيلم تخته سياه بغضم را صد برابر كرده...
..... و فردا زمان كوچ پرستوهاست
.....
و آنچه با تو در حضور مهتاب گفتم
فردا از پرستوها خواهم پرسيد.
سحر..
با خبر Crash يك Secna باز دلم لرزيد. نه از مرگ. از اينكه خيلي كارهاي ناتمام دارم.. خيلي ها چشم انتظارند... فرصت زيادي نمانده. نمي توانم بيشتر از اين دراين سفرغوطه ور بمانم... بايد به قولهايم عمل كنم.... كساني كه در Crash امروز كشته شدند از همان باندي Take off كردند كه من هم.....
مرگ در چند قدمي ماست... اما هر از چند گاهي بايد اين رو مرور كنيم. وقتي براي برگشت به گذشته نيست‚ فردا رو خراب نكنيم.
با اين همه قلبي را دوباره شكستم ... دستي ديرينه دارم در اين كار. اما چطور بگويم كه... هر چه بگويم قانعت نمي كند... اما خدا را شكر كه در سرزميني ديگري‚ طاقت ديدن اشك تو در توانم نيست....
با اين همه ‚ باز ميگويي بمان‚ هر طور مي خواهي بمان.... اما عزيزكم ديدن سوختنت را از من مخواه.
در اين ميانه ديدن فيلم تخته سياه بغضم را صد برابر كرده...
..... و فردا زمان كوچ پرستوهاست
.....
و آنچه با تو در حضور مهتاب گفتم
فردا از پرستوها خواهم پرسيد.
سحر..

0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home